یک شرکت خوب الزاما یک سهام خوب نیست


حقیقتی را باید مد نظر داشت که هر شرکت در درازمدت به دلیل رشد مناسب فروش و سود، تیم مدیریتی خوب و سوابق عملکرد قیمت سهام خود، مورد توجه قرار می گیرد و با رشد قیمت در درازمدت تشویق می شود، اما این امر برای گروهی از سهامداران، که تعداد آنها کم هم نیست و تمایل به خرید و فروش در کوتاه مدت را دارند، می تواند مطلوب نباشد. این گروه از سهامداران به فاکتورهایی مثل گذشته شرکت با کیفیت تولیدات با تدابیر مناسب مدیریتی شرکت توجه نمی کنند. آنها خواستار شرکت هایی هستند که در کوتاه مدت مورد توجه بازار قرار گرفته و با رشد قیمت تشویق شوند.

برای این گروه شاید سهام شرکت هایی که سابقه درازمدت بازدهی را دارند هیچ جذابیتی نداشته باشد و از دیدگاه آنها این شرکت ها گروه سهام راکد بازار باشند. این گروه همچنین به دنبال تحلیل های چند ساله از وضعیت سهام شرکتها نیستند. آنها خواستار شرکت هایی هستند که خبرهای تازه در مورد آنها منتشر شده و مورد توجه بازار قرار می گیرند. خبرهای خوبی نظیر تغییر مدیران، محصولات جدید، خریدهای سنگین برای قبضه مالکیت، فروش دارایی و امثال آن برایشان مهم است. پس همواره در نظر داشته باشید مفهوم یک سهم خوب، کاملا تابع نوع سرمایه گذاری و علایق افراد است.

بنابراین ممکن است یک شرکت، بنگاهی خوب باشد، اما سهام آن برای سرمایه گذاران کوتاه مدت اصلا جذاب نبوده و مورد توجه نباشد. حال آنکه آن سهام برای یک سرمایه گذار بلندمدت می تواند کاملا جذاب و با ارزش باشد و برعکس یک سهامدار دراز مدت از سهام شرکت های در حال نوسان قیمت راضی نباشد. اما با صرف نظر از دیدگاه های کوتاه مدت، یک شرکت از نظر میزان تولید، فروش و حاشیه سود و درآمدزایی پیوسته مبتنی بر نوآوری و بهره وری می تواند شرکت خوبی شناخته شود. پروفسور برنارد بلاک، استاد دانشگاه استنفورد، در سال ۲۰۰۱ به مطالعه برخی از شرکتهای دولتی در روسیه پرداخت که معیارهای شرکت خوب را نشان دهد.

براساس تحقیقات، وضعیت مالی، احترام به حقوق سهامداران و داشتن مدیران مورد اعتماد را می توان به عنوان عناصر اساسی برای یک شرکت خوب برشمرد. او برای این روسیه را انتخاب کرد که میزان اعتماد به شرکت ها در آن همچنان پایین است. همچنین باید به خاطر داشت که شرکتهای سرشناس و برتر بازار عموما به دلیل حضور شمار قابل ملاحظه تحلیلگران و تمرکز آنها بر این شرکت ها فاقد بازدهی های جهشی هستند و کمتر فرصت آن پیش می آید که این گونه شرکت ها فاصله قابل ملاحظه ای میان ارزش واقعی خود و قیمت بازار سهام را تجربه کنند؛ فاصله ای که می تواند زمینه ساز رشد قیمت سریع شرکت در کوتاه مدت باشد. بنابراین، همواره شگفتی سازهای هر سال در بازار سهام از بخش های تازه وارد یا کمتر شناخته شده بازار می آیند؛ جایی که البته به سرعت رشدهای کوتاه مدت، جای خود را به افت قیمت می دهد.