با سودها مهربان و با زبان ها نامهربان باشید
هدف از سرمایهگذاری در بورس و اوراق بهادار، کسب بازدهی مثبت و سود است. طبیعی است که کسی برای زیان کردن به بورس نمیآید. این فلسفه ساده الزاماتی را با خود به همراه میآورد. اگر سود به دست نمیآید، حتماً یک جای مسئله اشتباه است. اینیک نظریه ساده و قابلدرک است، اما بسیاری از سرمایهگذاران آن را فراموش میکنند؛ بنابراین در مقابل چشمان آنها زیان زیاد و زیادتر میشود و درنهایت بهجایی میرسد که جبران آن ناممکن میشود. بنابراین لازم است که سرمایهگذاران در بورس همواره به عملکرد پرتفوی خود حساس باشند. در بازار سهم بهترین بازده از انتخابهای کم، ولی خوب، حاصل میشود. باوجوداین، رخداد زیان در بازار سهام نهتنها غیرعادی نیست، بلکه طبیعی است. اکثر معاملهگران همواره در درصدی از انتخابهای خود دچار اشتباه میشوند و میزان این اشتباه به تجربه و شرایط بازار بستگی دارد. عموماً از هر پنج انتخاب معاملهگران یکی بازدهی مناسبی را در یک بازار متعادل ندارد. این میزان برای معاملهگران تازهکار حتی تا چهار معامله اشتباه در هر پنج معامله نیز میرسد. ولی این امر به معنای آن نیست که نمیتوان در بازار موفق شد، مشروط بر آنکه بدانید چه میکنید، آنچه در بازار مهم و یک اصل است، فقط این است که سود شما باید بیش از زبانهایتان باشد. فرض کنید در یک بازار متعادل، میانگین زبان یک معاملهگر تازهکار هشت درصد و سود آن در دو معامله ۲۰ درصد باشد. همچنین فرض کنید در پنج معامله متوالی، سه معامله اول زیان ده و دو معامله آخر سود ده باشند. با فرض آنکه سرمایه اولیه این معاملهگر تازهکار، ۱۰۰ واحد پولی باشد، داریم:
میبینید باوجوداینکه معاملهگر ما بدشانسی آورد، اما درنهایت توانست با سود از بازار خارج شود؛ بنابراین همواره نسبت به سهام زیانآور دلسوز نباشید و زیانها را در ۸ درصد متوقف کنید یا حداکثر در۱۰ درصد معادل دو روز منفی بیشتر تحمل نکنید. همواره به یاد داشته باشید که زیان هر چه بیشتر میشود، جبران آن بهمراتب سختتر از آن چیزی است که فکر میکنید. فرض کنید شما پنج تا ۶۰ درصد زبان کرده باشید، سود لازم برای جبران زیان، مطابق جدول زیر خواهد بود.
همانگونه که میبینید اجازه دادن به رشد زیان به معنای شانس اندک جبران آن است.