با بزرگان وارد نزاع نشوید
همانند هر جنگ و درگیری دیگری در زندگی، توانایی سرمایهگذاران در قبول ریسک و تحمل جریان مخالف با اندیشه آنها نامحدود نیست و آنها چارهای جز پذیرفتن این محدودیتها ندارند. یکی از مهمترین و قدرتمندترین بازیگران در بازارهای مالی، نهادهای مقررات گذار نظیر سازمان بورس و بانک مرکزی هستند. بانک مرکزی جایی است که تنظیم جریان پول در اقتصاد را بر عهده دارد. بانک مرکزی با تنظیم نرخ بهره و سیاستهای انبساطی و انقباضی، کل اقتصاد را متأثر میکند. بانک مرکزی است که اجازه میدهد یک بازار، یک صنعت یا کل اقتصاد رشد کند یا تند شود؛ بنابراین، باید به این بانک و نیروی فوقالعاده آن توجه داشت و برخلاف جهتگیری سیاستهای آن شنا نکرد. بانک مرکزی زمانی که نرخ بهره را افزایش میدهد به معنای آن است که قصد دارد ترمز اقتصاد را بکشد؛ لذا ورود به دورهای از رکود لاجرم، ناگزیر است و در مقابل زمانی که نرخ بهره را کاهش میدهد اجازه میدهد اقتصاد از جریان پول جدید متأثر شود.
در همین حال، سیاستهای اعتباری این بانک میتوانند به بخشهای مختلف اقتصادی، اولویت یا عدم اولویت بدهند. در این شرایط، یک معاملهگر باید با دقت تحولات بانک مرکزی و چراغ سبز و قرمز آن به روی اقتصاد و زیر بخشهای آن را دنبال کند. بدیهی است شنا در خلاف جهت جریان دیکته شده از سوی بانک مرکزی، میتواند بهشدت زیانآور باشد. در مواقع اتخاذ سیاست انقباضی، تنظیم پرتفوی بر اساس ابزار کم ریسک و با سود محدود و در زمان اتخاذ سیاست انبساطی، ایجاد پرتفوی با ریسک بالاتر میتواند نتیجه بهتری را به بار آورد؛ بنابراین، همواره باید چشم به بانک مرکزی و سیگنالهای آن به بازارها داشت. در همین حال سازمان بورس نیز به دلیل ساختار دولتی آن، بهنوعی تنظیمکننده شرایط بازار متناسب با خواست دولت است. اوست که میدان بازی را برای افراد آماده یا متوقف میکند. اولویتهای آن بیانکننده اولویتهای دولت است و البته اختیارات وسیع آن نیز زمینهساز تحقق این اولویتها تا حد امکان است. در کنار این دو نهاد، شرکتهای بزرگ نیز باید مورد رصد سرمایهگذاران باشند. شرکتهایی نظیر شستا صندوق بازنشستگی، غدیر و دیگر بزرگان با هزاران میلیارد سرمایه و قدرت مانور بالا میتوانند هر حرکت نادرست یا برخلاف میلشان را درهم بشکنند. در این شرایط باید به حرکتهای آنها نگاه کرد. جایی که آنها از رفتار بازار ناخشنود باشند یا اقدام به خرید یا فروش گسترده کنند، وضعیت بازار دچار تلاطم جدی و تغییر روند خواهد شد. همانگونه که بارها گفته شد، سرمایهگذاری در بازار مانند جنگ است و در این جنگ حرکتهای فرماندهان بزرگ و تانکها و لشگرها اهمیت فراوانی دارد.