جزر و مد، همه کشتی‌ها را بالا و پایین می‌کند؟


در برخورد اول احتمالاً جزر و مد به چشم همه شرایط یکسانی را پدید می‌آورد. در حالت مد همه کشتی‌ها در دریا بالا می‌روند و موقع جزر هم پایین می‌آیند. این امر در کلیت بازار سرمایه و نگاه اول البته در بازارهای صعودی یا نزولی صحیح است، اما در هر دو بازار نقش کاپیتان کشتی‌ها مهم است و بهترین موقع بازار می‌تواند برای فرد دیگری بدترین موقع باشد و عموماً نیز چنین است، زیرا در بازار رو به رشد شدید، سرمایه‌گذاران متهور، قیمت‌هایی را پرداخت می‌کنند که ماه‌های قبل حتی به پرداخت نصف آن نیز راضی نبودند و درنهایت این بی‌پروایی بازار را به پرتگاه سقوط می‌کشاند.

اما سؤال اساسی این است که بازار صعودی یا رکودی در ذات خود چگونه است؟ تعاریف زیادی در این زمینه مطرح‌شده‌اند، اما به‌صورت عمومی، این مفهوم پذیرفته‌شده که بازار قوی یا صعودی حاصل رشد سهام یک سری از بزرگ‌ترین شرکت‌های بازار است. ازاین‌رو، رشد بازار نیازمند حرکت گروهی از سهام مورد اقبال بازار است که به رشد قیمت پرداخته و با خود «مدی» سنگین ایجاد می‌کنند که ناشی از ورود نقدینگی جدید به بازار است.

این امر معمولاً در بورس ایران با اتکا به گروه‌هایی نظیر بانکی، پتروشیمی، پالایشگاهی و خودرویی شروع به رشد کرده و با کسب بازدهی از سوی معامله گران، شمار بیشتر نقدینگی و سرمایه‌گذاران به بورس واردشده و این امر موج را بزرگ‌تر می‌کند تا به نقطه اوج خود برسد. در بورس‌های جهانی نیز سهامی نظیر شرکت‌های پردازش اطلاعات نفتی یا صنایع دیگر به رشد پرداخته و درنهایت، موج عظیمی در بازار رخ می‌دهد. در این شرایط اما در کنار رشد خیره‌کننده، خطراتی نیز برای سرمایه‌گذاران وجود دارد. خطراتی که ناشی از کنار گذاشتن تحلیل و اولویت‌دهی به ارزش روز و تابلوی سهام به‌جای ارزش ذاتی و تحلیلی سهام است. در بازارهای گاوی یا صعودی، بازار را نوابغی که به آن‌ها باید عنوان «نوابغ بازار گاوی» داده شود، هدایت می‌کنند. این نوابغ بازار گاوی درباره بازار چیز زیادی نمی‌‌دانند، اما مقدار زیادی پول را به‌صورت کوتاه‌مدت با توسل به اعتبار یا جمع‌آوری نقدینگی از افرادی که تجربه کافی نداشته و با طمع کسب بازدهی وارد بازار شده و در دام این نوابغ می‌افتند، حاصل کرده و در بازار به حرکت درمی‌آورند. این افراد که با خوش‌شانسی در برخی از معاملات موفق شده‌اند، هیجانی زیاد در بازار ایجاد می‌کنند و با موفقیت در معامله، هیجان‌زده به‌سوی معامله‌ای دیگر می‌روند و در این مسیر بیش‌ازاندازه روی پایداری بازار حساب می‌کنند و ازآنچه می‌خواهد رخ بدهد، غافل می‌شوند. این امر درنهایت به دوره‌ای رکودی منجر می‌شود؛ جایی که نوابغ بازار گاوی، همواره نخستین قربانیان آن هستند. آن‌ها پس از چند معامله و نتایج آن از بازار خارج می‌شوند یا با انبوهی از سهام کم‌ارزش گران‌قیمت مواجه می‌شوند.

آنچه در این میان البته دور از نگاه‌ها می‌ماند، عملکرد سهامداران باهوش است. آن‌ها هرچند همانند نوابغ بازار گاوی سود نمی‌‌کنند، اما هرگز از تحلیل دور نشده و بازدهی کمتر خود را با ریسک بالای خرید سهام گران بازار تعریف نمی‌‌کنند. هرچند این گروه، به‌ویژه در میان مدیران صندوق‌ها، با طعنه‌های دائمی ناشی از کمی بازدهی نسبت به سهام مورد اقبال بازار مواجه می‌شوند، اما در هنگام پایان دوران بازار گاوی، آن‌ها همچنان کارایی خود را در بازار حفظ می‌کنند. ازاین‌رو اگرچه در بازار گاوی شانس کسب سود به سبب افزایش مد بازار بالا رفته است، اما باید دانست که مد بازار نیز در درون خود ریسک‌هایی را دارد و می‌تواند قربانیان بزرگی را بر جای بگذارد.