آیا بازار کارآمد است؟


فرضیه بازار کارآمد می‌گوید که در هرلحظه قیمت سهام، تمام اطلاعات موجود را منعکس می‌کند و از این نظر قیمت سهام، معادل ارزش ذاتی سهم است؛ بنابراین کسب بازدهی بیشتر از بازار جز با اتکا به روش‌های غیرقانونی ممکن نیست، زیرا تمامی اطلاعات و تحلیل‌ها در قیمت سهام منعکس‌شده است.

«یوجین فاما» اقتصاددان، مفهوم بازار کار را در سال ۱۹۷۰ در مقاله‌ای در مجله فاینانس تشریح کرد. از نظر فاما، مجموعه‌ای از سرمایه‌گذاران تحصیل‌کرده و باهوش در کنار هم بازاری کارا را شکل می‌دهند، اما در واقعیت، چنین تئوری از سوی بازار محقق نشده است. این تئوری بحث‌های زیادی را در بازار پدید آورده است و از طرف بسیاری، ازجمله کارگزاران و تحلیلگران، چندان جدی گرفته نمی‌‌شود.

تحلیلگران و کارگزاران همواره به شما می‌گویند آن‌ها به اطلاعاتی دسترسی دارند که بقیه بازار به آن دسترسی ندارند. به‌جز کارگزاران و تحلیلگران، بازار مملو از داستان‌هایی در مورد بازدهی افرادی است که اقدام به انتخاب سهام کرده و بازدهی بیش از بازار کسب کرده‌اند. در ایالات‌متحده نیز که باید بازار کارایی بالایی داشته باشد، افرادی نظیر بنیامین گراهام، پیتر لینچ، وارن بافت و جوی ونیک هستند که سوابق بلندمدتی در کسب بازدهی بیش از بازار دارند.

پس چگونه می‌توان این دو مسئله را با یکدیگر پیوند داد؟ اگر بازار کارآ است، آنگاه تحلیل نباید بازدهی بیشتری را به همراه آورد و اگر نیست، تنوری بازار کار و البته مسئله توانایی غلبه عده‌ای بر بازار چگونه در بازار قابل توجیه است؟ تنها پاسخی که می‌توان به این چالش داد، آن است که بازار ممکن است کارا نباشد، اما کارآمد است و در اغلب موارد درست عمل می‌کند، گاهی نیز انتظارات غلط از آب درمی‌آید و این به دلیل آن است که در هیچ شرایطی نمی‌‌توان به شفافیت و انتشار ۱۰۰ درصدی اطلاعات در بازار امید داشت، به‌خصوص در مواردی نظیر انرون که تقلب در آن رخ می‌دهد.

اگر بازار کارا بود، در این حالت اطلاعات مربوط به فساد انرون چگونه در بازار منتشر می‌شد؟ ! واقعیت آن است که بازار در مورد قیمت‌گذاری سهام و ابزار مالی کارآمد عمل می‌کند، اما همواره می‌تواند از سطح کارایی کامل فاصله داشته باشد؛ بنابراین، سرمایه‌گذاران در هیچ شرایطی از مطالعه و تحلیل بی‌نیاز نخواهند بود و امکان کسب بازدهی از طریق بررسی بازار، عملکرد سهام و عدم تقارن اطلاعاتی وجود دارد و همواره بازار با خط غافلگیری ناشی از اطلاعات کشف نشده و همچنین معاملات مبتنی بر اطلاعات درونی مواجه است.