تغییر را تبدیل به یکچیز واگیردار کنید. اگر همه افراد یک کار را انجام دهند بهراحتی میتوان از موفقیت آن مطمئن شد.
اگر همراه با جمعیت زیادی سفر کنید احتمال زنده ماندنتان بیشتر خواهد بود. رفتارها واگیردار هستند، سعی کنید آنها بین همه افراد پخشکنید.
حتی اگر خودتان متوجه نباشید، همیشه در حال تأثیر گذاشتن روی رفتار اطرافیانتان هستید. معنای این حرف این است که اگر اطرافیانتان همتغییر موردنظر شما را در دستور کار قرار دهند، ایجاد تغییر بهمراتب سادهتر خواهد شد. معنای دیگرش این است که اگر خودتان تنها کسی هستید که در رفتارتان تغییر ایجاد کردهاید در این صورت ایجاد تغییر بسیار دشوار خواهد بود.
یک مثال خوب برای نشان دادن اینکه رفتارهای واگیردار باعث سادهتر شدن تغییر میشوند، پدیده «راننده جایگزین» است. راننده جایگزین، کسی است که شب نوشیدنی الکلی مصرف نمیکند تا افرادی را که مست هستند بهسلامت به منزل برساند. این ایده در کشورهای اسکاندیناوی طرفداران زیادی داشت اما در آمریکا چندان شناختهشده نبود.
تا اینکه در دهه ۸۰ میلادی یک پرفسور حوزه سلامت در دانشگاه هاروارد به نام وینستون به این ایده علاقهمند شد. وینستون تیمی ایجاد کرد که سراغ برنامهسازها، نویسندگان و بازیگران بیش از ۱۶۰ برنامه تلویزیونی رفتند و از آنها خواستند فقط برای ۵ ثانیه در برنامههایشان به طرح «راننده جایگزین» اشاره کنند. تا سال ۱۹۹۱، یعنی تنها ۳ سال پس از راهاندازی کمپین مربوط به راننده جایگزین، از هر ۱۰ نفر که در آمریکا زندگی میکردند ۹ نفر با این ایده آشنا بودند.
جالبتر اینکه ۳۷ درصد مردم آمریکا گزارش داده بودند که دستکم یکبار بهعنوان راننده جانشین برای افراد دیگری رانندگی کردهاند و ۵۴ درصد افرادی که بهطور مداوم نوشیدنی الکلی مصرف میکنند، گفته بودند که دستکم یکبار توسط راننده جایگزین به خانه برده شدهاند احتمالاً این اتفاق یکی از عواملی است که تعداد تصادفات رانندگی در آمریکا را از ۲۳۶۲۶ مورد در سال ۱۹۸۸ به ۱۷۸۵۸ مورد در سال ۱۹۹۲ رسانده است.)
یک مثال خوب برای تأثیر گذاشتن روی همکاران برای ایجاد تغییر در کسبوکار، هنگامی است که جرالد کاچون، پروفسور عملیات در دانشکده کسبوکار وارتون، بهعنوان ویراستار نشریه مدیریت عملیات ساخت و خدمات (MSOM) انتخاب شد.
انتشار یک مقاله در یک مجله علمی فرایندی طولانی است چون مقاله باید داوری شود و این کار ممکن است چند ماه طول بکشد. هنگامیکه کاچون وارد این نشریه شد فرایند داوری مقالات از چند ماه تا ۱ سال طول میکشید و او برای کم کردن این فرایند چند کار انجام داد:
بهاینترتیب کاچون موفق شد رفتار خوبی را بهصورت واگیردار و موفقیتآمیز در مجله جا بیندازد. نتیجه این کار فوقالعاده کاچون، این شده که امروزه مجله MSOM در مقایسه با دیگر مجلات علمی سریعترین فرایند ارزیابی را دارد و از کاچون هم خواسته شد که مسئولیت نشریه معتبر مدیریت علم را بر عهده بگیرد.
چگونه میتوانیم افراد را وادار کنیم به روشهای جدید و بهبودیافته رفتار کنند؟
اگر بتوانید همه افراد را مجبور کنید که از تغییرات مثبتی که دیگران ایجاد میکنند پیروی کنند، در این صورت هیچچیز نمیتواند جلوی موفقیتتان را بگیرد. هنگامیکه یک تغییر آغاز شد عوامل کمکی میتوانند چرخههای بازخوردی مثبتی ایجاد کنند که باعث شود عمل به شیوههای جدید آسانتر از دنبال کردن روشهای قدیمی شود.
تغییرات بزرگ را میتوان با گامهای بسیار کوچک آغاز کرد. تغییرات کوچک مانند گلوله برفی عمل میکنند، اما معنای این حرف این نیست که ایجاد تغییر کار سادهای است. ایجاد تغییر همیشه آسان نیست همانطور که همیشه هم سخت نیست. در برخی از کارها تغییر همیشه وجود دارد و در برخی دیگر هیچ تغییری نداریم، میتوان با اطمینان گفت که: تغییر از یک الگوی مشخص پیروی میکند.
افرادی که تغییر میکنند در مسیر روشنی حرکت میکنند، انگیزه زیادی دارند و محیط از آنها حمایت میکند. نباید این الگو را نادیده بگیریم بلکه باید به استقبال آن برویم.
دو پژوهشگر در حوزه سلامت به نامهای استیو بوث باترفیلد و بیل رجر که پروفسور دانشگاه وست ویرجینیا هستند، به فکر راهی بودند که مردم را تشویق کنند تا رژیم غذایی سالمتری داشته باشند. آنها از قبل میدانستند هنگامیکه مسیر روشنی پیش روی افراد باشد احتمال اینکه مردم رفتارشان را تغییر دهند بیشتر خواهد بود.
اما متأسفانه سؤال مهم این است که برای داشتن یک رژیم غذایی سالمتر باید از کجا شروع کرد؟ این دو محقق مدت زیادی روی این موضوع فکر کردند و درنهایت به این نتیجه رسیدند که باید کار را با نوشیدن شیر آغاز کرد. بیشتر مردم آمریکا شیر مینوشند اما شیر یکی از اصلیترین منابع چربی در رژیم غذایی آمریکاییها است. اگر مردم بهجای شیر کامل شیر کمچرب یا ۱ درصد چربی مصرف کنند، میزان چربی مصرفیشان به مقدار استاندارد موردنظر میرسید.
اما چگونه میتوان مردم را تشویق کرد که شیر کمچرب مصرف کنند؟ برای انجام این کار لازم نیست عادت غذایی مردم را تغییر دهید، بلکه باید در عادت خرید آنها تغییر ایجاد کنید. رگر و باترفیلد دو کمپین در شبکههای اجتماعی در ایالت ویرجینیای غربی به راه انداختند.
یکی از تبلیغها روی این موضوع تأکید میکرد که یک لیوان شیر کامل بهاندازه ۵ تکه بیکن چربی اشباعشده دارد. پیش از شروع این کمپین سهم شیر کمچرب از بازار تنها ۱۸ درصد بود و پس از کمپین به ۴۱ درصد رسید و پس از ۶ ماه روی ۳۵ درصد ثابتشده بود. اگر میخواهید در افراد تغییری ایجاد کنید از آنها نخواهید «سالمتر رفتار کنند». تنها کافی است به آنها بگویید «دفعه بعدی که در فروشگاه لبنیات هستید بهجای خرید شیر کامل، شیر با ۱ درصد چربی بخرید.
درنهایت اگر میخواهید افراد تغییر کنند باید یک مسیر کاملاً شفاف برایشان ترسیم کنید.
«تغییر از یک الگو پیروی میکند. بستگی دارد که بخواهید چه تغییری ایجاد کنید!»