برای ایجاد تکانه لازم برای تغییر، باید احساسات افرادتان را هم مانند ذهن منطقیشان راضی نگهدارید. شما میتوانید پروژههای مختلف را بهصورت یکسان و بدون تغییر اجرا کنید اما زمانی که افراد با مشکلات این پروژهها آشنا شوند، دیگر نمیتوانید بهاینترتیب کار را ادامه دهید.
همیشه زمانی که افراد میدانند قرار است اوضاع به چه شکلی دربیاید و چرا تلاش برای آن ارزش دارد، ایجاد تغییر سادهتر خواهد بود. بهترین راه برای ایجاد چنین شفافیتی، این است که تصویر روشنی از مقصدی که قرار است به آن برسید به دیگران نشان دهید.
هر فردی برنامههای روزانه منظمی دارد که دستکم در بخشی از روز (و در برخی موارد در بیشتر اوقات بهصورت خودکار آنها را انجام میدهد. هنگامیکه از افراد میخواهید چیزی را تغییر دهند، باید مراقب باشید که گزینههای پیش رویشان بیشازحد زیاد نباشد، چراکه با انجام این کار فقط باعث سردرگم شدن آنها میشوید. برای ایجاد و تثبیت یک تغییر باید تغییرات موردنظرتان را برای آنها بنویسید و همهچیز را تا حد امکان ساده نگهدارید.
ذهن منطقی ویژگیهای منحصربهفردی دارد، بهخوبی میتواند به چیزهای مختلف فکر کند، برنامهریزیهای دقیق انجام دهد و راه رسیدن به آینده روشن را مشخص کند. اما یک یا دو نقطهضعف مهم هم دارد. افراد بسیاری بهسادگی در دام «فلج تحلیلی» که در آن یک مشکل بارها و بارها از زوایای مختلف موردمطالعه و بررسی قرار میگیرد، گرفتار میشوند. اما هرگز برای حل آن اقدامی انجام نمیدهند. علاوه بر این ذهن منطقی همیشه دنبال مشکلات میگردد و توجه کمتری به موفقیت دارد.
بیش از هر چیز به جایگاه و تجربه گویندگان توجه کنید و به یاد داشته باشید بازار سرمایه هرگز موجودی ثابت و بدون تحرک نیست؛ بنابراین، تنها کسانی میتوانند با آن به تعامل بپردازند که با جریان بازار حرکت میکنند. درست است که اقتصاددانان میتوانند مسیر کلی حرکت اقتصاد را نشان بدهند و پیشبینی کنند، اما بهندرت میتوانند حرکتهای نوسانی بازار را پیشبینی و رصد کنند.
یکی از مهمترین نکات در تمام بازارها پول هوشمند است؛ پولی که صاحبان آن پیش از آنکه بقیه به سراغ رشتهای از فعالیتها بروند، به سراغ آنها رفته و در هر موقعیت سعی میکنند پیش از دیگران حاضر یا خارج شوند.
سرمایهگذاران، بهویژه تازهکاران در بازار، با شرایط مهمی مواجهاند، بهخصوص اگر وقت کافی برای سرمایهگذاری نداشته باشند. در این شرایط آنها چارهای جز استفاده از تجربیات دیگران ندارند. برای این کار چند روش کلی وجود دارد.
هرچند در مطالب قبلی بارها در این مورد گفته شد، اما گستردگی پدیده ضعف و آثار تخریبی دامنه نوسان کوچک، بار دیگر تکرار آن را الزامی میکند. هرگاه سهامی را بر اساس تبلیغ گسترده در رسانههای مختلف خریده و بهزودی در موقعیت زبان قرار میگیرید، شما قربانی سفتهبازی با جلبتوجه شدهاید.
در برخورد با شرکتهای خوب این بازار، همیشه توصیه یک دوست عزیز را باید به یاد داشت که در بازار پایه باید مثقالی خرید، شاید بتوان کیلویی سود کرد؛ اما اگر سودی نیز حاصل نشد، از دست رفتن تمام یا بخشی از سرمایه نیز نگرانی ایجاد نمیکند.
یکی از مهمترین نکات در بازار پر شایعه، عملکرد به این دستور است، درواقع، به نظر نمیرسد بتوان در برابر جریان شایعه تصمیم بهتری گرفت. در هنگام انتشار شایعه بهطورمعمول آنچه رخ میدهد، افزایش حجم و قیمت معاملاتی سهام است؛ چیزی که موجب بروز پرسش در مورد شرایط میشود.