همانند هر جنگ و درگیری دیگری در زندگی، توانایی سرمایهگذاران در قبول ریسک و تحمل جریان مخالف با اندیشه آنها نامحدود نیست و آنها چارهای جز پذیرفتن این محدودیتها ندارند.
هرچقدر در بازار سرمایه احتیاط کنید، زمانی میآید که نیازمند ریسک کردن هستید و عمدهترین ریسک در بازار، خرید اعتباری است. برای ارزیابی از این موقعیت، اغلب یک مثال زده میشود: برای اندازهگیری عمق یک استخر هیچگاه با دو پا درون آن نپرید، بلکه با یکپا عمق را اندازهگیری کنید.
در بیثباتی بخر و در «آرامش» بفروش. بیثباتی یکی از مخربترین وضعیتها برای بازار سهام است. درواقع، سهام با بیثباتی سازگاری نداشته و در این شرایط با کاهش قیمت مواجه میشود. مسائل سیاسی، امنیتی و اجتماعی ازجمله مهمترین عوامل ایجاد بیثباتی هستند.
واقعیت این است که سهامداران اگر متعادل رفتار کرده و از ریسک بالا بپرهیزند، در میانمدت، بازدهی مناسبی را در بازار به دست میآورند. جریانی که نظیر بالا رفتن از راهپله برای رسیدن به طبقات بالاتر ثروت است. در این میان، بازار علاوه بر راهپله، آسانسورهایی نیز دارد. این آسانسورها برخلاف جریانهای پر نوسان معاملات کوتاهمدت که بهسرعت ظاهر و ناپدید میشوند، حرکاتی آرام و پرقدرت، همانند حرکت طبقات زمین، دارند.
شرکتهای بزرگ هستند که بیشترین امکانات فعالیت و سهم بازار بالایی دارند و همچنین برای سالهای زیادی، حکمرانان رشتههای صنعتی خود بودهاند. عملکرد در حد شاخص یک عملکرد عادی و بیش از آنیک عملکرد درخشان است و ازاینرو در این روش تلاش میشود با شکلدهی پرتفوی بر اساس شرکتهای بزرگ، حداقل بازدهی به میزان شاخص را برای خود تضمین کنند.
برخی از شرکتهای بازار سرمایه، به ویژه شرکتهای تجهیزات سازی کامپیوتری و ساختمانی، از سودهای غیرخطی برخوردار هستند. این شرکتها براساس دریافت یک قرارداد یا فروش یک دارایی، از جمله فروش یک پروژه ساختمانی، می توانند به صورت ناگهانی، سود قابل ملاحظه ای را اعلام کنند.
شرکت های زیان ده، به ویژه آنها که زیان انباشته دارند، اغلب شرکت هایی هستند که سال ها از عمر آنها گذشته و به انتهای عمر اقتصادی خود رسیده اند و تنها به دلایلی از جمله دشواری فرآیند ورشکستگی یا داشتن منافع خاص برای سهامدار عمده به بقای خود ادامه می دهند. این شرکتها با فلسفه سرمایه گذاری در بورس در تضاد هستند.
هرچند قانون سهام خزانه در ایران هنوز اجرایی نشده، اما در بیشتر بازارهای پیشرفته، بازخرید سهام و قراردادن سهام خزانه نشانه ای از تصمیم درست مدیریت در آینده ای مناسب برای شرکت است. بازخرید سهام و جمع آوری آن در قالب سهام خزانه می تواند یک گزینه جذاب در کنار سناریو تقسیم سود باشد. با جمع آوری سهام خزانه، از آنجا که این سهام مشمول سود نقدی و حق رای نمی شود، باعث می شود سود سهام باقی مانده، افزایش یافته و ارزش آنها نیز افزایش یابد.
معمولا افراد کمی هستند که تمایل دارند متفاوت از جریان بازار ظاهر شوند. هرچند این متفاوت بودن می تواند بسیار سودآور باشد، اما در مواردی نیز می تواند بی نهایت خطرناک باشد. گروهی از افراد متفاوت تمایل به خرید سهام در مسیر کاهشی با شرط بندی بر زمان بازگشت آنها دارد. هرچند خرید سهام در کف قیمتی و در زمان بازگشت از روند منفی به مثبت بسیار سودآور است، اما می توان گفت ریسک زیادی نیز زمانی که این امر رخ نمی دهد، وجود دارد. در واقع ممکن است سهام پس از یک دوره اقبال بازار، چنان از چشم بازار بیفتد که قیمت آن تا زیر قیمت اسمی سقوط کند.
هیچ کس تقریبا نمی تواند شروع و پایان یک روند بزرگ را با دقت تعیین کند؛ بنابراین در بازار همیشه باید گوش به زنگ تحولات بود و بیش از تنظیم خود براساس جریان بازاره براساس استراتژی و ارزیابی خود از هر شرکت حرکت کرد.