سرمایهگذار میتواند مستقیم اقدام به خرید یک یا چند سهم کرده یا اینکه میتواند سبدی از سهام را تحت نام یک صندوق سرمایهگذاری مشترک خریداری کند. صندوق سرمایهگذاری مشترک، سبدی است که تحت مدیریت یک کارگزار یا شرکت دارای مجوز از سازمان بورس و اوراق بهادار است. مدیریت یک صندوق مشترک میکوشد برای مشتریان تازهکار و مشتریانی که زمان کافی برای سرمایهگذاری مستقیم ندارند، بازدهی بهتری نسبت به شاخص به دست آورد، اما این امر همیشه قطعی نیست.
بیشتر سرمایهگذاران همواره از خرید سهام با وام خودداری میکنند؛ زیرا این کار بسیار پرمخاطره است و هرچند میتواند باعث چند برابر شدن سود سهام شود، اما از طرفی نیز میتواند موجب زیان فراوان شود. باید به خاطر داشته باشید که اعتبار در حساب خرید سهام هرگز پول نیست و این اعتبار در مقابل وثیقه قرار دادن سبد سهام است.
سبد سهام همه زندگی نیست، بلکه بخشی از زندگی است؛ حتی بخش مهمی از زندگی در برابر دیگر بخشهای زندگی نیز نیست. به همین دلیل سفارش میشود در آخر هفته بهجای فکر و مطالعه در مورد سهام به کارهای دیگری پرداخته شود که انجام آنها به فرد آرامش میدهد.
درست است دیدن شرکتهای عظیم و با دارایی بالا لذتبخش است، اما رشد این شرکتها سالها طول کشیده است؛ بنابراین باید همیشه بهیاد داشت، فلسفه اساسی در سرمایهگذاری، صبر برای رشد یک شرکت و توأم با آن رشد سهامدار است. صرفنظر از نوسانهای کوتاهمدت، سرمایهگذاران باید به انتظار قد کشیدن شرکتهای خود باشند که همانند فردی سوار بر آسانسور بتوانند صعود کنند. نمونههای بسیار زیادی از بازدههای چند صددرصدی در شرکتهای خوب بازار در خاطره سرمایهگذاران قرار دارد.
یکی از ابتداییترین نسبتهای مالی در بازار سرمایه و البته پرکاربردترین آنها، نسبت P/E است. این نسبت بهطور ساده نشان میدهد که بازدهی سرمایهگذاری در یک برگه اوراق بهادار چه میزان است. P/E نشاندهنده این است که چه دورهای طول میکشد که ارزش پرداختی شما بابت خرید سهام بازگردد.
سرمایهگذاری در بورس دو مرحله دارد: خرید سهام و سپس فروش آن و درنهایت آنچه میماند سود و زیان است؛ بنابراین تا زمانی که این دو مرحله کامل نشدهاند، هیچ نتیجهای نهایی نیست. بسیار پیش میآید که سرمایهگذاران پس از خرید سهام درروی کاغذ با سود یا زیان مواجه میشوند که هیچیک واقعی نیست. این سود و زیان زمانی واقعی میشود که فروش انجام شود.
یک پرتفوی سهام کامل و خوب، عموماً یک مشخصه کلی دارد و آن این است که نیاز چندانی به معاملات مداوم ندارد. اگر شما یک پرتفوی خوب و سنجیده شده را انتخاب کنید، آنگاه شاید نیازی برای معاملات مکرر و پرداخت هزینههای معاملاتی سنگین نداشته باشید. برخی از سرمایهگذاران نظیر بافت بر اصل مزیت دائمی برخی از سرمایهگذاریها اشاره میکنند.
در بورس اگر به دنبال توصیه و مشورت هستید، به سراغ کسانی بروید که حداقل از عمل به تفکر خود در گذشته به دارایی دستیافتهاند وگرنه توصیههای افراد تازهکار، دانشجویانی که درسهای دانشگاه خود را از برکردهاند و افرادی که با زبانهای سنگین به ورطه ورشکستگی افتادهاند، نمیتواند برای شما دربردارنده منافع ملموس باشد. در همین حال، در صنایع و شرکتها به سخنرانیها و موعظههای مدیران شرکتهای فقیر و مدیران و تحلیلگران صندوقهایی که سالهای متوالی بازدهی به دست نیاورده و در چنبره مشکلات هستند، برای عمل و برنامهریزی گوش فرا ندهید.
فرضیه بازار کارآمد میگوید که در هرلحظه قیمت سهام، تمام اطلاعات موجود را منعکس میکند و از این نظر قیمت سهام، معادل ارزش ذاتی سهم است؛ بنابراین کسب بازدهی بیشتر از بازار جز با اتکا به روشهای غیرقانونی ممکن نیست، زیرا تمامی اطلاعات و تحلیلها در قیمت سهام منعکسشده است.
برخی از سرمایهگذاران و دانشمندان علوم مالی و اقتصادی اعتقاد به آن دارند که سود و زیان در بازار، تصادفی است و تمام خبرها و تحلیلهایی که بازار را احاطه کرده، هیچچیز جز سروصدایی بیش نیست. این تئوری که تئوری بازار کار نامیده شده است، سعی میکند بازاری را تصور کند که در آنهمه فعالان بازار تمامی اطلاعات را در اختیار داشته و دانستن اطلاعات و مطالعه گذشته کمکی به سرمایهگذاران نمیکند.