شرکتهای بزرگ هستند که بیشترین امکانات فعالیت و سهم بازار بالایی دارند و همچنین برای سالهای زیادی، حکمرانان رشتههای صنعتی خود بودهاند. عملکرد در حد شاخص یک عملکرد عادی و بیش از آنیک عملکرد درخشان است و ازاینرو در این روش تلاش میشود با شکلدهی پرتفوی بر اساس شرکتهای بزرگ، حداقل بازدهی به میزان شاخص را برای خود تضمین کنند.
برخی از شرکتهای بازار سرمایه، به ویژه شرکتهای تجهیزات سازی کامپیوتری و ساختمانی، از سودهای غیرخطی برخوردار هستند. این شرکتها براساس دریافت یک قرارداد یا فروش یک دارایی، از جمله فروش یک پروژه ساختمانی، می توانند به صورت ناگهانی، سود قابل ملاحظه ای را اعلام کنند.
شرکت های زیان ده، به ویژه آنها که زیان انباشته دارند، اغلب شرکت هایی هستند که سال ها از عمر آنها گذشته و به انتهای عمر اقتصادی خود رسیده اند و تنها به دلایلی از جمله دشواری فرآیند ورشکستگی یا داشتن منافع خاص برای سهامدار عمده به بقای خود ادامه می دهند. این شرکتها با فلسفه سرمایه گذاری در بورس در تضاد هستند.
هرچند قانون سهام خزانه در ایران هنوز اجرایی نشده، اما در بیشتر بازارهای پیشرفته، بازخرید سهام و قراردادن سهام خزانه نشانه ای از تصمیم درست مدیریت در آینده ای مناسب برای شرکت است. بازخرید سهام و جمع آوری آن در قالب سهام خزانه می تواند یک گزینه جذاب در کنار سناریو تقسیم سود باشد. با جمع آوری سهام خزانه، از آنجا که این سهام مشمول سود نقدی و حق رای نمی شود، باعث می شود سود سهام باقی مانده، افزایش یافته و ارزش آنها نیز افزایش یابد.
معمولا افراد کمی هستند که تمایل دارند متفاوت از جریان بازار ظاهر شوند. هرچند این متفاوت بودن می تواند بسیار سودآور باشد، اما در مواردی نیز می تواند بی نهایت خطرناک باشد. گروهی از افراد متفاوت تمایل به خرید سهام در مسیر کاهشی با شرط بندی بر زمان بازگشت آنها دارد. هرچند خرید سهام در کف قیمتی و در زمان بازگشت از روند منفی به مثبت بسیار سودآور است، اما می توان گفت ریسک زیادی نیز زمانی که این امر رخ نمی دهد، وجود دارد. در واقع ممکن است سهام پس از یک دوره اقبال بازار، چنان از چشم بازار بیفتد که قیمت آن تا زیر قیمت اسمی سقوط کند.
هیچ کس تقریبا نمی تواند شروع و پایان یک روند بزرگ را با دقت تعیین کند؛ بنابراین در بازار همیشه باید گوش به زنگ تحولات بود و بیش از تنظیم خود براساس جریان بازاره براساس استراتژی و ارزیابی خود از هر شرکت حرکت کرد.
فعالان بازار سرمایه با خوش بینی نسبت به آینده - گرایش احساسی به یک شرکت با اعتماد به نفس و اطمینان به انتخاب خود همچنان بر تصمیم خود باقی می مانند، امری که به از دست رفتن فرصت فروش منجر می شود. باید در نظر داشت بازار سهام گاهی نیازمند تصمیم گیری های فوری است؛ تصمیم گیری هایی که عدم مواجهه با آنها می تواند فرد را در موقعیت ضعیفی قرار دهد؛ موقعیتی که ناشی از عدم فروش به موقع و اختصاص منابع به خرید سهام دیگری در بازار است.
همواره در نظر داشته باشید مفهوم یک سهم خوب، کاملا تابع نوع سرمایه گذاری و علایق افراد است. بنابراین ممکن است یک شرکت، بنگاهی خوب باشد، اما سهام آن برای سرمایه گذاران کوتاه مدت اصلا جذاب نبوده و مورد توجه نباشد. حال آنکه آن سهام برای یک سرمایه گذار بلندمدت می تواند کاملا جذاب و با ارزش باشد و برعکس یک سهامدار دراز مدت از سهام شرکت های در حال نوسان قیمت راضی نباشد.
علاوه بر نحوه انتخاب سهام، ترکیب دارایی مالی نیز مهم است. شما می توانید اصل تنوع بخشی را در نظر داشته باشید؛ اما این به معنای آن نیست که هر سهمی را به پرتفوی خود اضافه کنید. در واقع در کنار ابزارهای کم ریسک یا بی ریسک در درون بازار سرمایه، از جمله انواع اوراقها و صندوق های قابل معامله با درآمد ثابت، شما می توانید همواره به دنبال خرید سهام خوبی باشید که در مورد آن اطلاعات دقیقی کسب کرده اید و می تواند به بازدهی شما کمک کند.
تعصب، بدترین چیزی است که در ذهن یک معامله گر می تواند جای بگیرد. تعصب موجب می شود فرد نتواند در موقعیت مناسب، عملکرد لازم را نشان دهد. فرد متعصب با پافشاری بر اندیشه خود، زمینه از دست دادن موقعیت ها را برای خود فراهم می کند و زمان را از دست می دهد. او در زمان شروع و پایان روندها به جای استفاده از آنها بر برداشت قبلی خود از تداوم دوره رکود یا رشد پا می فشارد و زیان قابل ملاحظه ای را تجربه می کند.